|
طوفان دیگری در راه است.
پله پله تا ملاقات خدا ..........!
|
سلام خوبییییییییییییییییییییییییییییییییییییید ؟ خوش به حالتون که خوبید ... چون من اصلا خوب نیستم این چه وضعش چرا امتحان نهاییا انقدر سخته ؟؟؟ ای خدا ................. دلم می خواد سازمان سنجشو خفه کنم !!! دوستان و عزیزان با عرض پوزش ... بنده شاید دیگه نیام اینجا ... آخه اینجا خیلی شلوغ شده !!! همه ی عالم و آدم آدرسشو دارن ... باید چارستون بدنم روی ویبره باشه که یه وقت چیزی ننویسم پس فردا طرف تو خیابون ببیندم به روم بیاره ... از آنجایی که بنده علاقه ی شدیدی به این وب دارم و دلم نمیاد حذفش کنم !ًًً هر دوست عزیزی تواناییش رو داره هکش کنه !!! دست گلش درد نکنه !!! در ضمن ادامه مطلب رمز داره هر کسی خواست بگه تارمزو بهش بدم !!! البته این هم راه حل مناسبی است برای اینکه هر کسی پست هامو نخونه ... روش فکر میکنم !!!! فعلا.
ادامه مطلب [ شنبه 6 خرداد1391 ] [ 13:33 ] [ چتر نجات ]
[ ]
عید ... عید موجودی است که سالی یکبار می آید و آنقدر در تدارکات خود ملت را خسته میکند که نپرس دیگر ویِژگی منحصر به فرد این موجود : خالی کردن جیب بابای ملت است اما از همه مهم تر پر شدن جیب بچه ی ملت است (البته این مال قبل از قضیه ی یارانه ها بود) خلاصه این موجود فردا صبح دارن تشریف مبارکشونو میارند ... خیر مقدم... عیدتون مبارک انشاا... در سال جدید به همه ی آرزوهاتون برسید ما را هم دعا بکنید !!! راستی من دلم بابانوئل میخواد چرا هیچ کس نیست به ما کادو بده ؟؟؟
[ دوشنبه 29 اسفند1390 ] [ 15:55 ] [ چتر نجات ]
[ ]
حالم اصلا خوب نیست ...
نمیدونم چی خوبه چی بد ... دارم تلاشم رو میکنم که مغرضانه رفتار نکنم ... اما فقط سعیه !!! گاهی وقتا دلم میخواد بگیرم خفه شون کنم ... آخه مگه میشه آدمم انقدر احمق باشه ؟؟؟ بی خیال بهتره تو حال و هوای عید باشیم ... امسال عید ... بزرگ خاندان نیست ... منظورم پدربزرگه !!! [ شنبه 27 اسفند1390 ] [ 16:0 ] [ چتر نجات ]
[ ]
لحظه ای به لاک پشت بنگرید!
تنها وقتی پیش می رود که .... گردنش را از زیر کاسه بیرون می آورد!!!
سلام این چند وقته نتونستم خیلی آپ کنم شاید تونستم در آینده جبران کنم ... راستی یه سوال : تا حالا درمورد ادیان دیگه تحقیق کردید ؟؟؟ منظورم ادیان ابراهیمی نه این ادیان جدید ؟؟؟ تا بعد. [ پنجشنبه 25 اسفند1390 ] [ 19:35 ] [ چتر نجات ]
[ ]
سکوت شمشیری بوده است که من همیشه از آن بهره جسته ام ...
نادرشاه افشار سکوت هرگز اشتباه نمی کند ، و هر چه طولانی تر باشد بهتر قضاوت می کند .... ضرب المثل هندی [ پنجشنبه 6 بهمن1390 ] [ 18:33 ] [ چتر نجات ]
[ ]
شجاعت در زور بازو نیست ... در مهار نفس است !!! [ سه شنبه 22 آذر1390 ] [ 19:52 ] [ چتر نجات ]
[ ]
پدر بزرگ رفت پیش خدا ...
[ سه شنبه 24 آبان1390 ] [ 18:12 ] [ چتر نجات ]
[ ]
به آدم بزرگ ها بگویید: نمی خواهم وارد دنیایشان شوم! من از دنیا ی آدمک ها میترسم... من از دنیایی که ملاک سنجش آدمی پول است... وحشت دارم! دلم می خواهد در دنیای کودکی خود بمانم وغرق در تفکراتی باشم...که بویی از انسانیت میدادند... بوی کاهگل... دلم می خواهد به دنیای عروسک هایم برگردم... به ثانیه ها بگویید: بس نیست ... یک عمر است که فراری هستی و ... به سرعت می گذری؟ نمی خواهی خودت را تسلیم کنی؟!؟!؟! دلم نمی خواهد بزرگ باشم دلم نمی خواهد آدم بزرگی باشم با شعوری ناچیز ... همان بهتر ... که اگر ... شعورم ناچیز است لااقل در پشت کودکیم پنهان اش کنم ... دلم می خواهد در همان دورانی بمانم ... که برای عروسکم درد و دل میکردم و نفرتم را بر توپ سوار ... چه می توان کرد ؟؟؟ نمی شود که تا آخر عمر جنگید ... باید کنار آمد کنار آمد با سرنوشتی که بی مشورت می نویسد ... باید کنار آمد با لحظه هایی که عجله دارند ... معلوم نیست که به کجا می خواهند ... برسند ؟؟؟
امروز ... قرار است وارد دنیای آمک ها شوم . گرچه نمی خواهم ... ولی کسی از من اجازه نمیگیرد ... و بدون دفاعیه ... مرا محکوم می کنند به دوری : دوری از دوران کودکی ... دوران صداقت ... دنیایی بخشیدن ها ... به مترسک بگویید: بس است دیگر ... چرا خودت را فریب می دهی ؟ سالهاست که باغبان مرده ... و دیگر کسی نیست که در زمین دانه ی گندم بکارد ... تا تو آنها رو از ترس کلاغ ... به آغوش بکشی ... مترسک بی خیال زمین باش ... برو به دنبال یه لقمه ی نان ... کافی است ... دیگر نمی خواهم بزرگ شدنم را به تعویق بیندازم ... گرچه ... اشک های کودکیم که بدرقه ام می کنند ... دلم را می لرزانند . گرچه ... بغض نوجوانیم ... بی صدا شکسته می شود ... اما بازی است دیگر ... باید به مرحله ی بعد رفت !!! گرچه ... از مرحله ی بعد راضی نیستم ... اما حالا که اومدم ... خوش اومدم ... درود بر دوران جوانییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی ...! اینم کیک ... که نگید خسیسس بود ...
[ پنجشنبه 21 مهر1390 ] [ 11:23 ] [ چتر نجات ]
[ ]
ببخشید این کامنت هم الان برام اومده ...
ولی نمیدونم یعنی چی؟؟؟ شما میدونی این جانب شیطان پرسته؟؟امیدوارم که از روی ناآگاهیت بوده باشه
اون دوستی که نظر خصوصی و بدون آدرس ایمیل و وب میذاری ... مطمئینی؟؟؟ خواهش میکنم لااقل آدرس ایمیلتو بذار ...
این عکس آخر خیلی افتضاح هست خجالت بکش از امام زمان حرف می زنی ته کار عکس یه دختر رو می زاری که تا زیر ران سمت راستش مشخص هست سلام میدونم این متنی که الان بالا خوندید مناسب شخصیت وبلاگ من نیست... ولی چند روز پیش یکی از دوستانی که آدرس هم نگذاشته بودند این کامنت رو برای بنده گذاشتند و چون به صورت نظر خصوصی بود بنده مجبور شدم اینجا پاسخشونو بدم! چند تکته: ۱- این کامنت مریوط به پستی با عنوان آمدن با طعم قاصدک است. ۲- به دنبال پست نگردید زیرا در صفحات آرشیو است. ۳- شعار الکی ندهیم. ۴- هیچ یک از دوستان تا به حال به این نکته دقت نکرده بود. ۵- بنده به شخص خودم هم به این مورد دقت نکرده بودم. ۶- کسی شما رو مجبور نمیکن که به وبلاگ من بیایید. ۷- شما خودتونو به یک روانپزشک معرفی کن. ..................................................................................................... دوستان عزیز از نظر روانشناسی اثبات شده است که افرادی به همه ی مسائل جنسی می نگرند که خودشون دارای این مشکل هستند! در ضمن دوست عزیز من اگر در باره امام زمانم حرف میزنم و اگر هرطور عکس دیگری در وبلاگم میگذارم... مطمئن باشید شما رو در قبر بنده نمی گذارند! واقعا از دیگر دوستان عذر خواهی میکنم چون این پست نه در شان این دوستان و نه بنده بود! این پست فقط از سرناچاری بود!
[ دوشنبه 11 مهر1390 ] [ 15:7 ] [ چتر نجات ]
[ ]
سلامت که میکنم...
یعنی: با وجود نفرتی که ازت دارم... برایت آرزوی سلامتی نیز دارم! اما وقتی جوابم را نمیدهی یعنی: نمیخواهی سالم باشم! اما این را بدان: به دعای گربه سیاهه بارون نمیاد!!! ........................................................................... روزمون مبارک. قالبم یکم شکمووووووووووووو! ............................................................................. فرداش نوشت:امروز فرماندار بهمون کادو داد... [ سه شنبه 5 مهر1390 ] [ 17:8 ] [ چتر نجات ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |